LNTAi: لگاریتم طبیعی کل دارایی برای بانک i
ROAi: بازگشت سرمایه برای بانک i
LAODEPi: دارایی نقد برای سپرده‌های کوتاه مدت برای بانک i
1-7-3 کارایی
با استفاده از نسبت های زیر سودآوری و نقدینگی بانک‌ها بررسی می شود:
سودآوری:
– بازده دارایی ها (ROA): سود خالص / کل دارایی ها
– بازده حقوق صاحبان سهام (ROE): سود خالص/ وجوه اعضاء
– درآمد سرانه عضو (EPM): سود خالص / تعداد اعضاء
نقدینگی:
– پول نقد و معادل های نقدی / دارایی های جاری
– پول نقد / بدهی های جاری(موذنی ، سعیده سادات 1389).

فرمول محاسبه کارایی به شرح زیر می باشد
INEFFi = a + bETAi + c LLRLi + dNLTAi + e LNTAi + f LAODEPi
+g INSBOC+ h SOLVENCY + i LAOAC + COIRC
+k OEPOAC + l LLPOAC + YEAR
که در آن:
INEFFi: ناکارایی هزینه برای بانک i
و متغیرهای خاص عبارتند از:
INSBOC: نرخ بهره برای اوراق دولتی 3 ساله در کشور
SOLVENCy: دارایی موجود به بدهی موجود برای شرکت‌های غیر مالی در کشور
LAODc: دارایی نقد سیستم بانکداری به کل دارایی در کشور
ROCc: بازگشت سرمایه سیستم بانکداری در کشور
COIRc: نسبت‌های هزینه به درآمد سیستم بانکداری در کشور
OEPOAc: هزینه‌های سیستم بانکداری به کل دارایی در کشور
LLPOAc: منابع کاهش وام سیستم بانکداری به کل وام در کشور
YEAR: متغیرهای سالانه برای 1393-1388
1-8 قلمروپژوهش
1-8-1 قلمرو موضوعی پژوهش
قلمرو یا چارچوب موضوعی این پژوهش به بررسی رابطه بین هزینه سرمایه و شفافیت درآمد می‌پردازد.
1-8-2 قلمرومکانی پژوهش
کلیه بانک‌های پذیرفته شده در بورساوراقبهادار تهران در نظر گرفته شده است .
1-8-3 قلمروزمانی پژوهش
قلمرو زمانی این پژوهش، اطلاعات شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال‌های 1388 لغایت 1393 می‌باشد.

فصل دوم
مبانی نظری و پیشینه پژوهش
2-1 مقدمه
مرور پیشینه و ادبیات پژوهش، زمینه را فراهم می‌سازد تا محقق با شناسایی مؤلفه‌های علمی مسأله، و الهام‌گیری از مطالعات مشابه، ضمن طراحی ابزارمناسب پژوهش، از این مبانیِ علمی برای ارائه راهکارها و پیشنهادهای لازم، استفاده به عمل آورد. بر این اساس، در فصل دوم سعی بر آن است تا ضمن مروری اجمالی بر مفاهیم مورد بررسی شاملِ ریسک، کارایی و سرمایه، مطالعاتی که به ارزیابی ارتباط بین این متغیرها و یا مؤلفه‌های مشابه پرداخته‌اند، بیان گردد.
در فصل حاضر مبانی نظری و پیشینه‌ی پژوهش، تدوین و ارائه شده است. این فصل در دو بخش کلی تفکیک شده است. در بخش اول، ادبیات مرتبط با موضوع تحقیق با توجه به دانش موجود در رشته‌ی حسابداری و رشته‌ی مدیریت ارائه شده است و در بخش دوم، تحقیقات انجام شده‌ی قبلی خارجی و داخلی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم با موضوع پژوهش مرتبط می‌باشند، بررسی شده است.
2-2 مبانی نظری
2-2-1 سرمایه
سرمایه از مهمترین عوامل تجارت بوده و بزرگترین وسیله جلب منفعت است. هر شرکت باید دارای سرمایه باشد، تا بتواند نتیجهای از عملیات خود که تجارت است برده و منتفع شود. اهمیت شرکتهای تجارتی را از سرمایه آنها میتوان درک کرد. برای سرمایه حداکثری تعیین نشده و شرکاء به هر مقدار بتوانند ممکن است سرمایه را افزایش دهند. در بعضی از ممالک اروپا حداقلی جهت سرمایه شرکتهای سهامی معلوم شده، و در کشور ما هم به موجب ماده 5 اصلاحی اسفند 1347 مقرر گردیده در موقع تأسیس، سرمایه شرکتهای سهامی عام از پنج میلیون ریال و سرمایه شرکتهای سهامی خاص، از یک میلیون ریال نباید کمتر باشد مسلم است هیچ موقع سرمایه شرکتهای سهامی عام یا خاص از این مبالغ نباید کمتر باشد و اگر کمتر شد به شرحی که گذشت در صورتی که شرکاء تا یک سال جبران ننمایند یا شرکت را به نوع دیگر تبدیل نکنند حکم به انحلال شرکت داده خواهد شد. سرمایه شرکت سهامی عبارتست از جمع قیمت اسمی سهام آن شرکت. بنابراین سرمایه به سهام متساوی قسمت شده و هر یک از شرکاء یک یا چند سهم آن را خواهند داشت(کارگزار،1391).
2-2-1-1 پرداخت سرمایه
قانون اجازه داده است که در موقع تشکیل شرکتهای سهامی دارندگان سهام اقلاً سی و پنج درصد از مورد تعهد خود را پرداخت و بقیه را فقط تعهد نمایند. البته مدت تعهد باقی مانده از پنج سال تجاوز نخواهد کرد. ولی هرگاه آوردههای شرکاء غیر نقدی باشد باید تمام آن تأدیه شده باشد.
ارفاقی که درباره شرکتهای سهامی به عمل آمده بسیار به جا و با بصیرت کامل بوده است. زیرا اغلب شرکتهای سهامی که برای امور مهم تشکیل میشوند تمام سرمایه را در موقع تشکیل احتیاج ندارند بلکه در عمل و پس از مدتی ممکن است به قسمتی از آن احتیاج پیدا کنند. مثلاً شرکتی که با سرمایه نهصد میلیون ریال برای ایجاد راه آهن از شهری به شهر دیگر تأسیس میشود مسلم است تمام سرمایه را در ابتدای عمل به کار نخواهد انداخت و از این جهت لزومی ندارد شرکاء تمامی آن را پرداخته وجه را بلا استفاده در صندوق شرکت بگذارند. البته به تدریج که احتیاج به آن پیدا شد اغلب به چند قسط اخذ میشود. بنا به شرح فوق سرمایه شرکتهای سهامی ممکن است به دو قسم تجزیه شود: 1. سرمایه پرداخت شده2. سرمایه تعهد شده،اهمیت سرمایه بیشتر مورد نظر معامله کنندگان با شرکت است و اشخاص با ملاحظه اعتبار و میزان سرمایه شرکت، قرارداد منعقد و یا معامله انجام میدهند. به این جهت هر شرکت باید در هر گونه اسناد و صورت حساب و اعلانات و نشریات و غیره که به طور خطی یا چاپی صادر یا منتشر مینماید میزان سرمایه خود و آن قسمتی که تأدیه شده است صریحاً قید کند. به این طریق میزان سرمایه در دسترس مراجعین و معامله کنندگان بوده و همیشه از آن مطلع خواهند شد(کارگزار،1391).
2-2-1-2 انواع سرمایه
2-2-1-2-1 سرمایه نقدی و غیر نقدی
سرمایه ممکن است نقدی باشد یا غیر نقدی. سرمایه نقدی که اکثر شرکتهای سهامی دارند وجه نقد است. سرمایه غیر نقدی مال یا امتیاز یا عملی است که شرکاء در ازاء قیمت سهام خریداری شده میپردازند. مثلاً ممکن است در شرکتی که موضوع آن تجارت پنبه است شخصی یک کارخانه پنبه پاک کنی به ارزش یک میلیون ریال تسلیم در مقابل، صد سهم ده هزار ریالی قبول کند. و یا در شرکتی که به استخراج سرب مشغول است در ازاء امتیاز استخراج معدن سرب که متعلق به یکی از شرکاء میباشد و کارشناس رسمی آن را به دویست هزار ریال تقویم نموده است بیست سهم ده هزار ریالی به نام برده داده شود. بنابراین مال یا امتیاز دارای ارزش و جزء سرمایه شرکت است و این معنی در تبصره 6 مواد الحاقی قانون تجارت تصریح شده است.
2-2-1-2-2 سرمایه احتیاطی یا اندوخته قانونی
از لحاظ این که ممکن است زیانی به شرکت وارد شود که در سرمایه حاصل و باعث دلسردی شرکاء گردد. در مواد اصلاحی قانون تجارت ضمن ماده 140 سرمایه دیگری به نام اندوخته قانونی پیشبینی شده و هیئت مدیره شرکت را قانون ملزم نموده که از سود خالص شرکت را برای قانونی موضوع نماید که در خود شرکت به حساب مخصوصی نگه داری شود. الزام هیئت مدیره تا موقعی است که این اندوخته مساوی با یک دهم سرمایه اصلی شرکت گردد و اضافه بر آن را قانون به اختیار شرکت گذاشته است. اندوخته قانونی از موارد لازم و مورد احتیاج شرکت است زیرا در صورتی که زیانی حاصل شود که برای جبران آن احتیاج به پولی باشد ممکن است از آن استفاده شود. در ممالک اروپایی به اندوخته قانونی (سرمایه احتیاطی) اهمیت خاصی میدهند و چند قسم سرمایه اضافی از منافع تشکیل میدهند به نام سرمایه احتیاطی و سرمایه ذخیره و غیره.10
2-2-1-2-3 سرمایه در گردش

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

آن مقدار دارایی جاری که از محل منابع مالی بلند مدت تامین شده باشد را سرمایه در گردش مینامند. سرمایه در گردش ناخالص به صورت کل داراییهای جاری و سرمایه در گردش خالص به صورت مازاد دارایی جاری بر بدهی جاری تعریف میشود. میزان سرمایه در گردش شاخصی است برای تشخیص درجه نقدینگی و عدم اعسار یک شرکت، به ویژه اگر در مقایسه با دیگر شاخصها و نسبتهای مالی به کار گرفته شود. 11
2-2-1-2-4 سرمایه ثابت
در اقتصاد مارکسیستی آن بخش از سرمایه که به صورت وسایل تولید، ابزار کار و مواد خام نمود مییابد را سرمایه ثابت مینامند. این سرمایه، ثابت خوانده میشود، چون نمیتواند بیش از ارزش خود به ارزش محصول بیفزاید. البته در اینجا، ارزش به صورت زمان کار اجتماعاً لازم تعریف میشود. سرمایه ثابت به دو قسمت سرمایه سیار و سرمایه مستقر تقسیم میشود.12
2-2-1-2-5 سرمایه مستقر
وسایل سرمایهای که به نسبت دارای عمر طولانی باشند و در فرآیند تولید نقش معین و پایداری بازی کنند را سرمایه مستقر مینامند. هزینه سرمایه مستقر معمولاً به تناسب عمر و دوام آن جبران میشود. ساختمان، ماشین آلات و تاسیسات از انواع بارز سرمایه مستقرند.
در اقتصاد مارکسیستی آن بخش از سرمایه ثابت را سرمایه مستقر گویند که در فرآیند تولید به صورت ابزار کار مورد استفاده قرار میگیرند (مانند ماشینآلات و ساختمان)، در حالی که بخش دیگر سرمایه ثابت را سرمایه سیار مینامند که در فرآیند تولید به مثابه موضوع کار وارد میشوند. مواد اولیه و واسطهای و نیز مواد سوختی که یک بار در جریان تولید وارد و پس از تبلور یافتن در محصول تولید شده از آن خارج میشوند، در شمار انواع سرمایه سیار هستند.
2-2-1-2-6 سرمایه متغیر
در اقتصاد مارکسیستی به آن بخش از سرمایه که به صورت نیروی کار در فرآیند تولید (و گاهی توزیع) کالا با سرمایه ثابت ترکیب میشود سرمایه متغیر اطلاق میشود. از نظر مارکس، سرمایه متغیر سرچشمه ارزش اضافی است، زیرا فقط نیروی کار میتواند ارزشی بیش از ارزش خود خلق کند.
2-2-1-2-7 سرمایه ربایی
سرمایه ربایی در اقتصاد مارکسیستی آن بخش از سرمایه است که صرفاً در حوزه گردش پول، و بدون هیچگونه فعالیتی در فرآیندهای تولید و توزیع کالا، جریان یابد. در این جریان پول اولیه () به مقدار پول بیشتر () تبدیل میشود، که گردش آن را میتوان به صورت زیر نشان داد:
مقدار فزونی بر () در حقیقت بخشی از ارزش اضافی است که در نظام سرمایه داری به صاحب سرمایه ربایی (ربا دهنده) اختصاص مییابد. سرمایهربایی، که در دوران پیش سرمایهداری نیز وجود داشته، تضعیف کننده بنیه اقتصادی تولید کنندگان (به ویژه تولید کنندگان خرد) به شمار میرفته است.13
2-2-1-2-8 سرمایه سهمی
کل سرمایه گذاری صاحبان یک واحد اقتصادی از راه خرید را سرمایه سهمی مینامند. سرمایه گذاران هنگامی به سرمایه سهمی یک شرکت سهامی میافزایند که اقدام به خرید سهام جدیدالانتشار آن کرده باشند. نرخ سود تثبیت شدهای به آنان وعده داده نمیشود بلکه فقط در سود شرکت سهیماند. بنگاهها میتوانند با قبول مقدار بیشتری سرمایه سهمی و استقبال از سهامداران جدیدی که تمایل به این قبیل سرمایه گذاری دارند، پول بیشتری جمع آوری کنند. سرمایه سهمی معمولاً با پیدایش یک فعالیت جدید اقتصادی یا گرایش فعالیتهای اقتصادی موجود همراه است14
2-2-1-3 بازار سرمایه
بازار وجوه آماده برای وام دادن در زمانی بلند مدتتر از زمان بازار پول که در آن وجوه کوتاه مدت وام داده میشود را بازار سرمایه مینامند. اگر چه مرز مشخصی این دو بازار را از یکدیگر جدا نمیکند ولی در اصل، وامهای بازار سرمایه برای سرمایهگذاریهای ثابت در صنعت و تجارت به کار میرود. بازار سرمایه هر زمان بینالمللیتر میشود، و در هر کشور صرفاً شامل یک نهاد نمیشود، بلکه نهادهایی مانند بورس، بانکها و شرکتهای بیمه را در بر میگیرد که عرضه و تقاضای سرمایه بلند مدت را نظم میبخشند. قابلیت خرید و فروش اوراق بهادار یکی از عوامل مهم در کارآیی بازار سرمایه است، زیرا هرگاه مطالبات سرمایه گذاران به آسانی قابل وصول نباشد آنها رغبت چندانی برای وام دادن به صنایع پیدا نخواهند کرد. در کشورهای پیشرفته صنعتی، بازارهای سرمایه کاملاً توسعه یافتهاند، ولی در کشورهای در حال توسعه فقدان بازار سرمایه به دلیل کمبود پس انداز، سدی در راه بسط سرمایه گذاریهاست، و لذا دولتها و صاحبان صنایع این کشورها ناگزیرند برای کسب سرمایه به بازارهای بین المللی روی آورند. بازار سرمایه درایران کم وبیش در بورس اوراق بهادار تهران می‌گنجد که فکر اصلی ایجاد بورس اوراق بهاداردر ایران، به سال 1315 بر میگردد. در این سال، یک کارشناس هلندی و یک کارشناس بلژیکی به منظوربررسی و اقدام درمورد تهیه و تنظیم مقررات قانونی ناظر بر فعالیت بورس اوراق بهادار، به ایران آمدند. اما مطالعات آن دو با آغاز جنگ جهانی دوم متوقف گردید. پس از کودتای 28 مرداد 1332، مجدداً در سال 1333 مأموریت تشکیل بورس اوراق بهادار به اتاق بازرگانی و صنایع و معادن، بانک مرکزی و وزارت بازرگانیِ وقت، محول گردید. این گروه پس از دوازده سال تحقیق و بررسی درسال 1345، قانون و مقررات تشکیل بورس اوراق بهادار تهران را تهیه و لایحه مربوطه را به مجلس شورای ملی ارسال داشتند که این لایحه در اردیبهشت سال 1345 تصویب شد. با ورود سهام بانک صنعت و معدن و نفت پارس، دربهمن ماه 1346 فعالیت بورس اوراق بهادار تهران آغاز شد. متعاقب آن اوراق قرضه دولتی، اسناد خزانه و اوراق قرضه سازمان گسترش مالکیت صنعتی و اوراق قرضه عباس آباد به بورس راه یافتند. طی یازده سال فعالیت بورس قبل از انقلاب اسلامی، تعداد شرکتها، بانکها و شرکتهای بیمه پذیرفته شده در بورس از شش بنگاه اقتصادی با سرمایه 6/2 میلیارد ریال به 105 بنگاه با سرمایهای بیش از 230 میلیارد ریال درسال 1357 افزایش یافت. همچنین ارزش مبادلات در بورس از 15 میلیون ریال به بیش از 150 میلیارد ریال در سال 1357 افزایش یافت. در سالهای پس از پیروزی انقلاب اسلامی و با تحولات پیش‌آمده از جمله: 1(تصویب لایحه قانون اداره امور بانکها، 2(ملی‌شدن شرکتهای بیمه، 3‌(تصویب قانون حفاظت و توسعه صنایع و 4(تملک بسیاری از بنگاههای اقتصادی توسط دولت که همه آنها نشأت گرفته از روحیه مخالفت با نظام سرمایه‌داری بود که بعدها اقتصاد ما را به اقتصاد سوسیالیستی نزدیک ساخت و همچنین 5(جنگ هشت ساله، تعداد شرکتهای پذیرفته شده در بورس از 105 شرکت در سال 1357، به 56 شرکت تقلیل یافت. دوره رکود بورس که از سال مزبور آغاز گردیده بود تا سال 1367 ادامه یافت. از سال 1368 و در چهارچوب برنامه پنج سال اول توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، تجدید فعالیت بورس به عنوان پیش زمینه اجرای خصوصی سازی، جذب و گردآوری پساندازها و هدایت آن در جهت سرمایه‌گذاری آغاز گردید. طی سالهای پس از تجدید حیات بورس تاکنون، فعالیت بورس فرازونشیبهای متعددی از جمله رکود سالهای 1371 تا 1373 و 1375 تا 1378 و اُفت‌وخیزهای مقطعی ناشی از بحرانهای سیاسی مربوط به جنگ افغانستان و عراق را تجربه نموده است. از ابتدای سال 1376، بورس اوراق بهادار تهران، دور تازهای از فعالیت را به خود دیده است. اقدام‌های انجام شده در راستای بازسازی ساختار سازمانی و مدیریتی، بکارگیری نوآوری‌های فنی و تخصصی، اصلاح رویه‌های مقرراتی و نظارتی، فراهم‌آوردن زمینه ارتقای کارآیی و اصلاح کارکرد بازار و کوشش برای هماهنگ‌سازیِ سیاست‌گذاری‌ها با نیازهای واقعی بازار سرمایه، در مرکز توجهات و برنامه‌های اصلاحِ ساختاریِ سازمان بورس اوراق بهادار قرار داشته است. البته برخی از این اصلاحات به دلیل نبود ظرف قانونی مناسب، متوقف مانده بود(کارگزار،1391).
گام بلند اصلاح قانون بورس اوراق بهادار پس از چهل سال یعنی در آذر ماه سال 1384 با تصویب قانون جدید بورس اوراق بهادار توسط مجلس شورای اسلامی، برداشته شد. قانون جدید بورس اوراق بهادار نسبت به قانون قبلی دارای نقاط قوت زیادی است، از جمله: تفکیک مقام عملیات از نظارت، ساماندهی بازاراولیه، ایجاد تنوع در ابزارهای مالی و نظارت قانونمند بر ارکان و نهادهای فعال در بازار سرمایه. 15
2-2-1-4 افزایش سرمایه
گاهی اتفاق میافتد که شرکت به کارهای مهمتری دست زده و یا موفقیتهایی به دست آورده و احتیاج به افزایش سرمایه دارد، بنابراین میتواند به سرمایه خود اضافه کند. در این حال ناچار است سهام جدیدی بفروشد. در صورتی که در اساسنامه پیشبینی شده باشد میتوان با رعایت آن اقدام به ازدیاد سرمایه و فروش سهم نمود. افزایش سرمایه موقعی مقدور است که سرمایه شرکت تماماً تأدیه شده باشد و الا زمانی که شرکاء هنوز تعهد خود را کاملاً انجام نداده و مبلغی از سرمایه را هنوز نپرداختهاند، شرکت حق افزایش سرمایه را تحت هیچ عنوان نخواهد داشت.16
گاهی در عمل مشاهده میشود که شرکت سود سرشاری داشته و ارزش سهام آن در بازار بیش از قیمت اسمی سهام یعنی پولی است که دارندگان سهام روز اول پرداختهاند. و خریداران سهام جدید که به همان قیمت اسمی بهای سهام منتشره را میپردازند، نفع بیتناسبی ممکن است ببرند زیرا اگر سهم یک هزار ریالی را در بازار میخریدند بایستی دو هزار ریال بپردازند و فعلاً هزار ریال بیشتر نمی دهند. به این جهت اغلب برای سهام بدوی مجمع عمومی نفع مخصوصی معین کرده و آن را سهام ممتاز قرار میدهند.
ماده 160 اصلاحی قانون تجارت طریق دیگری در این مورد ارائه کرده و اجازه داده است به این شرح که شرکت میتواند سهام جدید را برابر مبلغ اسمی بفروشد و یا این که مبلغی علاوه بر مبلغ اسمی سهم، به عنوان اضافه ارزش سهم از خریداران دریافت کند. هم چنین شرکت میتواند عواید حاصله از اضافه ارزش سهام فروخته شده را به اندوخته منتقل سازد یا نقداً بین صاحبان سهام سابق تقسیم کند یا در ازاء آن سهام جدید به سهام بدهد.
2-2-1-5 بانکداری و سرمایه مناسب بانک‌ها
بانکداری به عنوان یک استراتژی در پی ایجاد، توسعه، تعمیق، استمرار روابطِ ارزش‌آفرین با مشتریان شرکتی است. بر همین مبنا، با ایجاد بسترهای ساختاری، انسانی، نرم افزاری و. . . در تلاش است تا هرچه بیشتر به عنوان شریک تجاری واقعی در مناسبات کسب و کار مشتریان نقش‌آفرینی کرده و به رشد شرکت و مشتریان کمک کند (کارگزار،1391).
یک شرکت در چرخه فعالیت‌های خود، با دوران رونق و رکود مواجه است. رکود پدیدهای طبیعی در منحنی عمر یک شرکت است که به دلایل متعدد درونی و بیرونی ایجاد می‌شود. رکود عامل اصلی کاهش قدرت شرکت در ایفای تعهدات و ایجاد مطالبات مُعَوَق است. لذا، فلسفه شراکت پایدار ایجاب می‌کند تا بانکداران در این دوران سخت و سرنوشت‌سازِ رکود، در کنار مشتریانِ شرکتی خود باقی‌بمانند تا با کمک به گذرسلامت از این دوران، ضمن ایجاد زمینه‌های تداوم فعالیت‌ها، سودآوری بلند مدت خود و مشتری را تضمین کنند. اگرچه بر خلاف این فلسفه، بانک‌های کشور در دوران رکود شرکت‌ها، با ایجاد فشار، به دیگر عوامل محیطی و تهدیدها برای تداوم فعالیت‌های شرکت افزوده می‌شوند. بدین‌سان شیوه نوین بانکداری شرکتی بر همراهی مشتریان در تمامی مراحل فعالیت، تاکید دارد. اما پدیده مطالبات معوق ریشه‌های بروز متعددی داشته و شیوه‌های برخورد متنوعی از سوی بانک‌ها را به دنبال دارد. برهمین مبنا بانکداری شرکتی چه در ریشه‌یابی و چه در اتخاذ راهکارهای مدیریت آن، روش‌ها بسیار متفاوتی از گذشته را به کار گرفته‌است. همانگونه که اشاره شد، بانک‌ها مشتریان خود را در تمامی طول حیات کاری خود همراهی می‌کنند. به صورت خاص، اساس کار در بحث مطالبات معوق در این شیوه نوین بانکداری، اقدامات پیشگیرانه است، در حالی که شیوه‌های متنوع و خلاقانه‌ای برای کمک به مدیریت آن نیز در دستور کار قراردارد(کارگزار ،1391).
در گام نخست، بانکداری با توجه به الزام استراتژی بُرد- بُرد، مشتریانی را که نمی‌خواهند و نمی‌توانند به تعهدات خود عمل‌کنند را شناسایی، از هم تفکیک و رفتارهای متفاوتی را در برابرشان در پیش می‌گیرد. آن دسته از مشتریانی که نمی‌خواهند به تعهدات خود عمل کنند به دلیل نقض فلسفه برد – برد از چرخه خدمات ارزش آفرین بانک‌ها حذف خواهند شد. اما مشتریانی که در حال حاضر توانایی ایفای تعهدات خود را از دست دادهاند در فضای همکاری و تعامل سازنده ریشه‌های درونی و بیرونی مشکلاتشان بررسی می‌شود و راه حل‌های جامع بانکداری در اختیارشان قرار می‌گیرد. به عنوان مثال در برابر مسائل بیرونی مانند تغییرات نرخ ارز، تغییر قوانین و. . . . که به ایجاد وضعیت رکورد و مشکل می‌انجامد، بانک‌ها به ارائه خدمات مشاوره‌ای و ارایه راه حل‌های عبور از آن اقدام می‌کند. در خصوص مسائل درونی مانند تغییرات تکنولوژی، بازارها، مشتریان و. . . نیز به ارائه مشاوره و کمک به حل مسائل مبادرت می‌ورزند. آنها اعتقاد دارند که موفقیت مشتری موفقیت بانک و شکست آن شکست بانک است. لذا بحران‌های مشتریان را مسئله اصلی خود پنداشته و تمامی تلاش و توان خود را برای کمک به مدیریت آن به کار می‌گیرد.
در خصوص اقدامات پیشگیرانه و نقش بانکداری شرکتی در آن می‌توان به اقدامات زیر اشاره کرد. اول آنکه بانک‌ها بر اساس ساختار مشتری مدارانه و ساماندهی نیروهای خبره خود (مدیران حساب)، سامانه‌های جامع و یکپارچه اعتبارسنجی و مدیریت ارتباط با مشتریان و. . . همراهی و شناخت کافی از شرکت‌ها پیدا می‌کند. بدین ترتیب به ارزیابی دقیق ظرفیتها و ریسک‌های مرتبط پرداخته و مشتریان خود را به سوی ایجاد تعهداتی متناسب با قدرت و توانشان هدایت و راهبری می‌کند. در حین دریافت تسهیلات و تعهدات، بانک‌ها ضمن نظارت بر انعقاد قراردهایی متضمن رعایت حقوق طرفین، با لحاظ ریسک‌های مرتبط، وثائق ارزنده را پیشنهاد و بر اساس شراکت مبتنی بر فلسفه برد – برد از مشتریان خود طلب می‌کند. همچنین بانک‌ها بر اساس شناخت دقیق خود، ذینفعان واحد، ضامنین و. . . به طور کلی ذینفعان مشتری را شناسایی و در نظر می‌گیرند و از این طریق به ایجاد یک رابطه مبتنی بر سودآوری کمک می‌کنند. در طول زمان همکاری و شراکت، بانک‌ها، فعالیت‌ها، برنامه‌ها، رقبا، بازارها، صنعت، محیط رقابت و. . . مشتریان را رصد کرده و تغییرات احتمالی و اثرگذار را شناسایی و با همراهی مشتریان خود برای آنها تدابیر لازم را اتخاذ می‌کند پس از دریافت تسهیلات و تعهدات نیز بانک‌ها با نظارت دقیق و جامع خود از انحراف‌های مسئله‌ساز مطلع و راهکارهای اجتناب از آنها را بررسی و به بانک و مشتریان پیشنهاد می‌کنند.
این بدان معنا است که بانک‌ها قبل، حین و بعد از دریافت تسهیلات و تعهدات، مشتریان خود را رها نمی‌کنند. از این طریق همواره مراقب پرتفوی مشترک خود و مشتریان است. حتی با مدیریت و نظارت، پیش از سررسیدها، به سراغ مشتریان خود رفته و مسیرهای ادامه همکاری را جستجو و توافق می‌کند.
بدین ترتیب، وقتی یک بانک با مشتریان شرکتی، در قالب شراکتی پایدار، با رویکرد فلسفه برد – برد، تعاملاتی ارزش‌آفرین و سودآور رقم می‌زند، شکل جدیدی از تعاملات سازنده شکل می‌گیرد، از بروز مسائل بحران‌آفرین، چون مطالبات معوق پیشگیری می‌شود، مشکلات تأمین مالیِ تولید، بهتر مدیریت می‌گردد، سرمایه‌‌‌ها حفظ و تبدیل به ثروت می‌شوند، بانکداری اصیل اسلامی محقق شده و جامعه از آن بهره مند می‌گردد(کارگزار،1391). بنابراین برای پیشگیری و مدیریت مطالبات معوق شرکت‌ها، بانکداری ایران نیازمند بازتعریف روابط خود با مشتریان است و بانکداری شرکتی چنین فرصتی است.
2-2-2 ریسک
ریسک در زبان چینی به‌معنی خطر و فرصت می‌باشد. به‌عبارت دیگر ریسک، ما را با شرایطی مرکب از خطر و فرصت مواجه می‌سازد و شاید این تعریف را بتوان از جمله کامل‌ترین تعاریف ریسک به‌حساب آورد.
گالیتز ریسک را هرگونه نوسانات در هرگونه عایدی می‌داند.
تعاریف ارائه شده از واژه ریسک در فرهنگ لغت آکسفورد عبارتند از:
امکان وقوع رخداد نا‌مطلوب در آینده
موقعیتی که ممکن است خطرناک باشد و یا عواقب و پیشامدهای نا‌مطلوبی به‌همراه داشته باشد.
در فرهنگ فارسی عمید ریسک به‌معنای خطر، احتمال خطر و ضرر یا اقدام به کاری که نتیجه آن معلوم نباشد و احتمال خطر در آن باشد تعریف شده است.
رایج‌ترین تعاریف ریسک به‌شرح ذیل است:
1- ریسک یعنی شانس زیان
2- ریسک یعنی امکان زیان
3- ریسک یعنی عدم قطعیت (عدم اطمینان)
4- ریسک یعنی انحراف نتایج واقعی نسبت به‌نتایج مورد انتظار
5- ریسک یعنی احتمال هر نتیجه‌ای به غیر از آنچه انتظارش را داریم
تعاریف 1 و 2 به مفاهیمی نزدیک‌اند که در مکالمات روزمره مورد استفاده قرار می‌گیرند.
در مورد تعریف سوم باید گفت که تعریف درستی نیست زیرا طبق تعاریف علم تصمیم‌گیری عدم قطعیت حالتی ذهنی و ناشی از فقدان اطلاعات است در حالی‌که ریسک عینی بوده و ترکیبی از خطرات غیر قطعی است که با احتمال سنجیده می‌شود. تعاریف 4 و 5 با مفهوم مدیریتی ریسک سنخیت بیشتری دارند(آقایی، 1378).


پاسخ دهید